مجتبى ملكى اصفهانى

247

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

حتى به امامت جماعت زن هم راضى نيست ، تا چه رسد به زعامت و تصدى جامعه اسلامى . و يا اينكه وقتى شارع در منصبى مانند امامت جماعت يا قضاوت قائل به اين شرايط شود ، در مرجعيت كه مقامى بالاتر و مشكل‌تر از امامت جماعت و قضاوت و يا حد اقل مساوى با قضاوت است به طريق اولى اين شرايط را معتبر مىداند . « 1 » در مورد عدالت نيز هرچند مقتضاى ادله و سيره‌ى عقلا ، عدم اشتراط آن و كفايت وثوق است ، ولى به بيانى كه در مورد ساير شرايط گفته شد ، مىتوان نتيجه گرفت كه عدالت يكى از شرايط مرجع تقليد است . و در مورد اجتهاد مطلق نيز اختلاف است ، برخى آن را شرط مىدانند و برخى معتقدند كه مجتهد متجزّى نيز مىتواند مرجع تقليد باشد ، البته در ابوابى كه در آنها به درجه اجتهاد رسيده است ، خصوصا كه ممكن است مجتهد متجزّى در باب بخصوصى ، اعلم از مجتهد مطلق نيز باشد . در اينجا به بيان مختصرى از دو شرط ديگر يعنى : اعلميّت و زنده بودن مىپردازيم . 1 - اعلميّت : اعلم يعنى چه ؟ مراد از اعلم در اينجا كسى است كه در تطبيق كبرى بر صغرى مهارت بيشترى داشته و توان و قوه‌ى استنباط و استخراج احكام از مبادى و ادله در او قوىتر باشد . و اين متوقف است بر : الف : قوىتر بودن در فهم آيات و اخبار و

--> ( 1 ) التنقيح ، ص 213 به بعد .